کی میخوای باور کنی که تو شاهکار خلقتی
دهکده عشق
پاکی سرشار وجود تو بیفتم و سعی کنم همچون تو پاک باشم .. مدتهاست زمینت را با من تقسیم کرده ای که هر بار که به گردش ان فکر میکنم یاد کوچک بودن خودم در مقابل تو بیفتم و ابرهایت را که مرا یاد حرفهای زلال تو می اندازد تو به دستهای کوچکم نگاه کن و به پیکر نحیفم مرا یارای ایستادن در برابر هیچ نیست مگر تو مرا یاری کنی به امید توست که سر از خاک برمیکشم و قدم بر خاک مینهم خدای من راه من بی تو به بیراهه میکشد مرا دریاب در قلبم دردی است به ژرفای ابدیت که درمانش تنها تویی از همه روگردان شده ام و چه خوش لحظه ایست که همه هستند و هیچ کس کس نیست و تنها کس تویی شیرین ترین رویا در این سرگردانی هر موجی مرا به صخره ای میسپارد روح من عاشقانه از ان توست پس دستهایم را دریاب .دستانی که عمریست به سوی تو گشوده شده و هرگز خالی از دستهای تو نبوده است گل بی خار صدایم کن که مست بوی توام و بی تو در ناکجای ذلت اسیر شنیده ام تو کوچکترین نجواها را هم شنیده ای پس به فریادم برس که فریاد من طنین غمگین ترین اوای مادری است که کودکش را میجوید و نگاه حیران کودکی است که پناه میجوید از هرچه مهربانی است که همه از ان توست دوستت دارم سلاممممممممم خوبین ؟؟؟ میدونم آپم طولانیه اما فکر کنم ارزش خوندن داشته باشه !! بخونیدا صدای قلبش را می شنوم. به سمت صدا میروم..باد همراهیم می کند نفس نفس پیش میرویم.کسی در اتاق تنهایی اش نشسته!رو به آیینه زل زده و من او را دیدم که شبیه خودم بود.... "پرسید کیستی و دلم بی تردید می گوید:منم! "زمان حال" نفس بکش و مرا لمس کن!نرم و آهسته به سراغت آمدم تا تو مرا ملاقات کنی...آمدم تا بگویم بی تاب نباش! منتظر نمان! تردید نکن...تو تنها در لحظه حال.. میتوانی! **** گفت : "من خسته ام. پر از خاطره های خوشی که دود شدند رویاهایی که حرام شدند من امیدم را گم کرده ام چه طور میتوانم آغاز کنم وقتی که نمی دانم پایان کجاست؟!" گفتم:"پایانی نیست! دم به دم آغاز است!لحظه به لحظه آفرینش است و حیات!عبوری نیست..جز تصور تو!هر چه هست حضور است! و بس!" **** گفت: "من حضوری نمی بینم جز آنچه گذشته است ...عمر من! خاطراتم! عزیزانم! آرزوهایم! همه کوچه ها بن بست اند! گذشته مرا از پای در آورده و آینده ام تاریک است!" گفتم: "از کوچه های بن بست بیرون بیا ..این کوچه های تنگ مسیر هدایت اند. رد پای تو به سمت طرح آرمانی توست. هر راهی که را رفته ای و ره به جایی نبرده ای پیامت داده که این مسیر گذرگاه تو نیست راه دیگری برگزین! تو همواره در حال کشف اسرار روح خودی و در ا ین وادی بارها زمین میخوری و دوباره بر می خیزی..به سایه هایی دل می بندی ولی عاقبت می یابی که این سایه ها توهم اند و حقیقت جای دیگری است به کسانی دلبسته می شوی که شاید مجروحت کنند ولی همه آنهابرای آن آمده اند که به تو بگویند جنس عشق این نیست...به دنبال عشق حقیقی باش..رها از هر قیدی. همه حوادث تو را پیش می برند تا عاقبت بی غلط بنویسی بی تردید بدانی بی خواهش بیایی!" **** گفت: "اما من بسیار خطا کرده ام" به من خیره شد برقی آشنا در نگاهش بود!گفت تو کیستی؟گفتم: " فرصت" مرا شکار کن .یا در من زندگی کن.همراه هر قدمم بیا .مرا بنویس! **** عشق را باز شناس! عشق شکستن قالبهاست...پایان فاصله هاست...عشق رد صلا حیت قافیه هاست. کسی در کوچه های ابری بارانی میخواند.پنجره را می گشایم پاییز بی دعوت وارد میشود...من در لحظه حال بر می خیزم...آرام و صبور به همه چیز نگاه میکنم و روی یک کاغذ سفید می نویسم: دلم هوای بارانی است...پاییز دل می برد باز ...و من زیر این آسمان بی چتر ..به دنبال یک کوچه ی بن بستم...تا از انتهای آن به وسعت خوش بختی پر بزنم.یکی مرا دید...یکی مرا صدا زد.....یکی مرا نوشت.....یکی مرا صدا زد و زیر بارانی که هم اینک بی امان می بارد باز هم صدای او....صدای او....صدای او... دیروز به خدا گفتم که پاره کند ریسمان هر چه رنگ تعلق است و امروز... تمام عکسهایی را که با دوربین چشمم در تاریک خانه ذهنم بود پاره کردم و دیدم بازهم خدا هست ،خدایی که همین نزدیکی هاست و تنها دل شکسته ای بر جای مانده که همه را دوست دارد حتی آنان که در حقش کوتاهی و بدی... کاش همیشه میشد تمام ناگفته ها را گفت...کاش اشک فریادی بس عظیم بود و عمق محبت و دوستی مهری بر پیشانی ...کاش همیشه میشد بود و بود و بود... وای که چقدر پر از سکوتم سکوتی که بر شب بارانیست و تنها صدای گریه باران ... این صدای سکوت من و گریه باران است که میشنوی و هیچ تفسیری بر آن نیست... دلم میخواهد به اندازه تمام روزهای عمرم سکوت کنم ...دلم میخواهد به اندازه تمام روزهای عمرم سکوت کنم ...سکوتی که هیچ گاه نشکند... باران می بارد امشب کاش می شد من هم ببارم! هماوای من شده است باران هماوای دلم٬ دلی که بارانیست اما بوی خوش و نوای دل انگیز باران هم تسکین این دل نیست امشب کاش می شد من هم ببارم¤¤¤ موسیقی امشبم زمزمه باران است اینجا صدایش را بهتر می شنوم چشمانم را خواب گرفته اما دلم بیداری را می جوید می خواهم باز هم به صدای باران گوش کنم دوست دارم من هم همراه باران ببارم ¤¤¤ خدایا شکرت ... شکرت برای همه ی قلبای قشنگی که هنوز پاکن... شکرت بخاطر لحظه های نابی که هراز گاهی باعث میشه غرق عشق بشیم... عشق به تو ...و به تمام قشنگی هایی که گاهی نادیده میگیریمشون... خدایا شکرت ... برای اینکه فرصت هایی رو در اختیارم میذاری تا بفهمم که هنوز آدمای خوش قلب رو میشه دید ... شکرت که درست وقت ناامیدی دستم رو میگیری و از تو غصه هام میاریم بیرون... و میگی : نگا کن! من همیشه هستم...آسمون همیشه هست... عشق همیشه هست...زیبایی همیشه هست...کافیه یه کم توقعت رو بیاری پایین، اونوقت غرق در لذت میشی.... میدونی که ... باید با قلبت نگاه کنی... باید عاشق باشی..." خدایا شکرت... برای امروز ....و شکرت برای قشنگیِ خیلی از دیروزها و البته فرداها آیا کسی مرا پیدا خواهد کرد ؟؟؟ اینم عکس عسل خاله . الهی من فداش بشم مم. عشق خودش می آید . نمی توان از آن فرار کرد . عشق خودش آهسته آهسته و در گوشه ای می آید و در گوشه ای از قلب مهربانت آرام و بی صدا می نشیند . و تو متوجه اش نخواهی بود و بعد ذره ذره قلبت را پر میکند .کم کم مثل ساقه ی مهر گیاه در تمام جانت می پیچد و ریشه می دواند . به طوری که بی آن نمیتوانی تنفس کنی !! عشق خودش خواهد آمد قتل این خسته به شمشیر تو ، تقدیر نبود ورنه هیچ از دل بی رحم تو تقصیر نبود من دیوانه چو زلف تو رها می کردم هیچ لایقترم از حلقه ی زنجیر نبود من یک پنجره ام دریچه ای رو به سمت تماشا .در قلب سنگی و یا گچی یه دیوار . فرصتی که تو می تونی با چشم های من ،آن سوی دیوار رو بنگری !از این فرصت آگاهی ؟ از کنار من بی تفاوت نگذر . پنجرها امکانی برای بهتر دیدنند. فر صتی برای از خود گذشتن . زمانی من معنا پیدا می کنم که بیننده ای دقیق به آن سوی من بنگره. اگه ببنده نباشه، پنجره بی معناست ! همان طور که تو به من نگاه می کنی و از من می گذری من نیز به تو می نگرم و با تو و همراه تو از خودم می گذرم پنجرها نشانه اند . نشانه های که گاه در زندگی روز مره ، در گرما کرم دل مشغولی ها و گرفتاری ها ، به من و تو چشمک می زنن. اما اگه هشیار باشی ، سر بزنگاه به دادات می رسه. زندگی امتداد همین لحظه های زود گذر. لحظه ای که با تصور من و تو، مفهوم زمان به خودش می گیره. ادامه پیدا می کنه میشه گذشته و حال و آینده..................... می دونی رفیق! آدما عینهو پنجره های رو به روی هم اند . هر چی تو صورت هر کی دیدی، یادت باشه ، عکس خودته . داری منظره خودتو، تو قاب پنجره ها دید می زنی ! اگه زیبایی دیدی خودتی . اگه دیدی آدما یه جوری کج و کوله به نظر می رسن، از خودت بپرس، کجای تو کجه؟! اگه فکر می کنی از وسط آسمون افتادی میون یه عده آدم بی مرام و بی کلاس ! از خودت بپرس ، اون آدما کدوم بخش از شخصیت من اند. توی این شب های قشتگ منو از دعای قشنگتون بی نصیب نکنید . التماس دعا است. حج نقطه تلاقي عابد و معبود، تجليگاه ارتباط عشق و معشوق و آئين راستين و استوار تمامي پيام آوران خداست. روز ۲۷ ام تیرماه ساعت ۳ صبح . فرودگاه اهواز . سیل جمعیت موج می زد . از نوزاد شیرخواره تا پیرزن روی ویلچر .قلب ها همه می تپید به عشق او .. به عشق جایی که هنوز نفهمیدم کجا بود . خدایا هنوز بار نمیکنم مرا لایق زیارت خانه ات دیده باشی .همه دارن با خانواده هاشون خداحافظی میکنن.التماس دعا .....ما رو فراموش نکنیا ...چشم حتما اگه خدا قبول کنه قدم روی پله های هواپیما میزارم . هنوز باور نکرده اما .. و سخر لک .... خدای من انگار راستی راستی دارم میام .ساعت ۵ صبح .مسافرین محترم تا دقایقی دیگر در مدینه ی منوره هستیم!!! سلام به مدينه و به آفتاب مدينه. سلام به بقيع و به تربت پاك بقيع. سلام به گل ياس بقيع. سلام به ائمه غريب بقيع. همان ائمه اي كه غربتشان از قبر خاكيشان پيداست. سلام به قبر خاكي چهار امام معصوم بقيع كه مثل ماه در آسمان بقيع مي درخشند. سلام به بقيع و به كبوترهاي بقيع. سلام به مناره هاي نورپردازي شده گنبد خضراء، زيبائيهاي وصف ناشدني كه بشر قادر به به تصوير كشيدن آن نيست و تنها قدرت لايزال الهي است كه مي تواند اين همه زيبايي را خلق كند و به تصوير بكشد. بايد بروي و ببيني. بايد غروب غم انگيز بقيع را ببيني. در يك سو بقيع با دنيايي از غريبي و مظلوميت و در سويي ديگر گنبدي سبز رنگ كه با جاذبه هاي دل انگيزش آرزوي قلبي همه عاشقان و مشتاقان است. بايد بروي و بقيع را از پشت پنجره هايش به نظاره بنشيني. تو مي تواني در آنجا دست دراز كني و دق الباب كني و مطمئن باشي كه جواب مي گيري. تو مي تواني هواي پر از معصوميت و روحانيت مسجد النبي (ص) و بقيع را در سينه ات جاري كني و همواره اين مهم را در نظر داشته باشي كه اين لحظات، غنيمت عمر توست و قدر اين لحظات گرانبها را پاس بداري. پس از چند روز و آنگاه كه خورشيد آرام آرام در افق مدينه فرو مي رود و لحظه هاي وداع با مدينه و بقيع را خبر مي دهد تو بايد مدينه را ترك كني. اما گويي چيزي پاي رفتن را از تو مي گيرد. هر چند دل كندن از اين شهر سخت است اما بايد رفت... من به سرچشمه خورشيد نه خود بردم راه ذره اي بودم و لطف خدا مرا بالا برد سلام فردای کنکور رفتم مکه . انشا ا... قسمت همتون بشه حالا که برگشتم هنوز که هنوزه باورم نمیشه که رفتم. مثل یک خواب بود . یه رویایی شیرین . یه رویایی که وقتی از خواب پریدم هرکاری کردم که چشممو ببندمو دوباره ببینمش نشد که نشد . ماجرای سفرمو احساسمو واستون مینویسم . اگه دوست داشتین بخونید ..این سفر مدینه بود . انشا ا... توی آپ های بعدی بقیه رو هم مینویسم . دوستون دارم . التماس دعا . شاد باشید در( پناه حق ) در جمعی از دوستان که روشنایی دلشان به کورسویی می مانست و به آسمان آبی و بی انتها به کوچکی می نگریستند ابریشمی مهربان اشاره به خودش چنین گفت: سال های زندگی آرام و گاهی کمی طوفانی طی می شود ..می دانم بهای سنگین ندامت های گذشته محو خواهد شد . تجارب دل آزار قدیمی تکرار نخواهد شد . و من با دل مهربان و روح الهی ام زندگی را ادامه خواهم داد .. میتوانم از عشق لبریز باشم . و رها کردن را تمرین میکنم !! شادی امروز را به فردا وعده ندهم .. قلم را در دست ، همه ی روزهایی را که خوش و آرام نگذشته ایامی که اشک مرهم بوده و همه ی کسانی که رد پاهایشان بر پاکی دلم ، نقش تیره بر جای گذاشته و بسیار خاطرات اندوهگین کننده ی دیگر را بنویسم. لا اقل این را که میتوانم ؟؟ مهم این است که آنچه مرا ناخشنود می کرده باید به بیرون افکنده شود سال های عمر خود را و خود را دوست خواهم داشت !! زیرا من و تو شاهکار خلقتیم !! کی میخواهی باور کنی که ......تو بهترینی سلام که می تونه تو رو به اعماق ببره . این صخره بزرگ زندگی رو بلند کن . یه رمزی توی این حرکته برای درک اون رمز فقط تردید نکن . حرکت کن تو همونی که می تونه دنیا رو تکون بده . به همه رو یاهاش جون بده . تو همونی هستی که می تونه با یک کلمه حلقه های یه زنجیر گسسته رو به هم وصل کنه . تو همونی که با یه هدیه می تونه زخم کهنه ای رو مداوا کنه . وجودت کیمیاست و لبخندت الهام بخش همه ما. هیچ قالبی برای تو ساخته نشده نفس بکش و از بودنت لذت ببر. سلام چه خبرا ؟ زندگی خوب پیش میره ؟ معلومه !! زندگی انقدر قشنگه که من دلم نمیخواد هیچ کدوم از لحظه هاشو از دست بدم . ... با همه ی تلخی . شیرینی هاش ... چی کارا میکنید ؟ راستی پیشاپیش ولنتاین مبارک . همچینم خیلی پیشاپیش نیستا !! فرداس. بابا این چه وضعیه من با ۱۰۰ نفر درگیری داشتم تا بالاخره فهمیدیم فردا ولنتاینه . عین این آدم بی سوادا هستن بلد نیستن یه تاریخ درست و حسابی بگن .. الکی نیست دانشگاه در نمیایم ؟ اااا زبونم لال این چه حرفی بود زدم . انشا ا..... در میام .. مگه من چمه ؟؟؟ نه ۲ سال نه ۳ سال نه بعد ۴ سال که بالاخره در میام . <<<<< خب دیگه من باید برم . هرچی کادو گیرتون اومد نصف نصفا .... شاد باشید مهربونا (در پناه حق ) سلام خوبین ؟ من خوبم می دونید چرا ؟ چون ... حالم خوبه! چون با درخت ها دوستم. سبزم هنگام بهار يکي منو که رو تاب نشستم هل بده! بي تاب کندن از زمين و رسيدن به آسمونم. پر از وسوسه پروازم. يکي هلم بده. مشتاق عبور از درياي توفاني ام. وقت انتظار، صبورم. وقت حرکت، اهل خطر کردنم. منتظرم باش! به زودي يکي تو رو هل مي ده. يکي که عين خودته! حالم خوبه! چون با چشم هام آشتي ام. با گوش هام رفيقم. وقت سکوت، شنوايم. با روياهام همراهم. وقت بيداري، هشيارم. با زندگي، همبازي ام. وقت بازي، خوشحالم. با آدم ها، دوستم. وقت دوستي حساسم. با عشق، همدلم. وقت عاشقي، ديوانه ام. حالا به من بگو: حال تو چطوره؟ حال من که خوبه! اگه حالت خوب باشه، خبر خوبيه! انگار يکي به من اضافه شده، وسيع تر شدم. اما اگه حالت بد باشه بايد کمي حوصله کني. تا با هم ريشه هاي حال بد رو بکنيم. حال بد، خودشو با نشونه هايي معرفي مي کنه، نام و نام خانوادگي، محل و روز تولد و بقيه نشونه ها. تو با اين شناسنامه، از احوال خودت باخبر مي شي. مثلاً نشونه هايي مثل: تنبلي، افسردگي، خستگي بي دليل، کلافگي، خشم و زودرنجي، منفي بافي، حسادت، ترس و دودلي، اين حالت ها نشونه هاي حال بده! هورااااا......... اا ببخشید اول سلام خوبین خوشین ؟ انشا ا.. که همیشه خوب و خوش باشین و بمونین . اون تحقیقم یادتونه راجع به سلول های بنیادی که گفتم تو استان رتبه اورد. الانم بهم خبر دادن تو کشور هم رتبه اورد . نمیدونید چقدر خوشحال شدم !! باورم نمیشه . تا اینجا اگه خوب پیش رفتم فقط به خاطر امیدهایی بود که شما بهم دادین و دعاهایی که واسم کردین . بازم باهام بمونید . خیلی خوشحالم که دوستایی مثل شما دارم .. هنوز واسم دعا کنید من از بحران اصلی زنگیم ( کنکورم ) نگذشتم اگه از اونم با موفقیت بگذرم به ۸ امید آرزومم هم میرسم . دوستون دارم . شاد باشید
مدتهاست اسمانت را با من تقسیم کرده ای که هر بار که به ان نگاه میکنم یاد










![]()


![]()
. ![]()
![]()



سلام
سلام
. خوبین ؟؟؟خوشین ؟ من بالاخره اومدم . کنکورمم دادم نتیجه هامونم اومد ![]()
![]()
![]()
سلام
سلام
. یه سلام پر از قشنگی یه سلام پر از دلتنگی . خیلی خیلی زیاد دلم واستون تنگ شده بود !! دوست دارم یه دل سیر باهاتون حرف بزنم از روزام از کارام !! اما چی کار میشه کرد همینشم با کلی سختی اومد . فقط به خاطر شما .. ممنونم از همه ی مهربونایی که هنوز منو همراهی میکنن.. دادش مهربونم که خیلی دوسش دارم
آقا سهراب گل ..هلیا جونم که یه کمی بی معرفت شده . علی آقای گل. داداش حسین بی معرفتم و.........همه ی همه ی همهتون ... دوستون دارم التماس دعا . شاد باشید در پناه حق
سلام
سلام
مهربونا . خوبین ؟ چقد دلم واستون تنگ شده بود .
>>>>>۱سال ![]()
![]()
سلام
سلام ![]()
| : |












