|
حج ميعادگاه انسان با خداي رحيم و رحمان و پايگاه وحدت رهروان خط ابراهيم خليل (ع)
است. حج نقطه تلاقي عابد و معبود، تجليگاه ارتباط عشق و معشوق و آئين راستين و استوار
تمامي پيام آوران خداست.
روز ۲۷ ام تیرماه ساعت ۳ صبح . فرودگاه اهواز .
سیل جمعیت موج می زد . از نوزاد شیرخواره تا پیرزن روی ویلچر .قلب ها همه می تپید به
عشق او .. به عشق جایی که هنوز نفهمیدم کجا بود . خدایا هنوز بار نمیکنم مرا لایق زیارت
خانه ات دیده باشی .همه دارن با خانواده هاشون خداحافظی میکنن.التماس دعا .....ما رو
فراموش نکنیا ...چشم حتما اگه خدا قبول کنه
قدم روی پله های هواپیما میزارم . هنوز باور نکرده اما .. و سخر لک ....
خدای من انگار راستی راستی دارم میام .ساعت ۵ صبح .مسافرین محترم تا دقایقی دیگر در مدینه ی منوره هستیم!!!
سلام به مدينه و به آفتاب مدينه. سلام به بقيع و به تربت پاك بقيع. سلام به گل ياس بقيع. سلام به
ائمه غريب بقيع. همان ائمه اي كه غربتشان از قبر خاكيشان پيداست. سلام به قبر خاكي چهار
امام معصوم بقيع كه مثل ماه در آسمان بقيع مي درخشند. سلام به بقيع و به كبوترهاي بقيع. سلام
به مناره هاي نورپردازي شده گنبد خضراء، زيبائيهاي وصف ناشدني كه بشر قادر به به تصوير
كشيدن آن نيست و تنها قدرت لايزال الهي است كه مي تواند اين همه زيبايي را خلق كند و به
تصوير بكشد.
بايد بروي و ببيني. بايد غروب غم انگيز بقيع را ببيني. در يك سو بقيع با دنيايي از غريبي و
مظلوميت و در سويي ديگر گنبدي سبز رنگ كه با جاذبه هاي دل انگيزش آرزوي قلبي همه
عاشقان و مشتاقان است. بايد بروي و بقيع را از پشت پنجره هايش به نظاره بنشيني. تو مي تواني
در آنجا دست دراز كني و دق الباب كني و مطمئن باشي كه جواب مي گيري. تو مي تواني هواي
پر از معصوميت و روحانيت مسجد النبي (ص) و بقيع را در سينه ات جاري كني و همواره اين
مهم را در نظر داشته باشي كه اين لحظات، غنيمت عمر توست و قدر اين لحظات گرانبها را
پاس بداري. پس از چند روز و آنگاه كه خورشيد آرام آرام در افق مدينه فرو مي رود و لحظه
هاي وداع با مدينه و بقيع را خبر مي دهد تو بايد مدينه را ترك كني. اما گويي چيزي پاي رفتن را
از تو مي گيرد. هر چند دل كندن از اين شهر سخت است اما بايد رفت...
من به سرچشمه خورشيد نه خود بردم راه ذره اي بودم و لطف
خدا مرا بالا برد
سلام سلام سلام . خوبین ؟؟؟خوشین ؟ من بالاخره اومدم . کنکورمم دادم نتیجه هامونم اومد
فردای کنکور رفتم مکه . انشا ا... قسمت همتون بشه
حالا که برگشتم هنوز که هنوزه باورم نمیشه که رفتم. مثل یک خواب بود . یه رویایی شیرین . یه
رویایی که وقتی از خواب پریدم هرکاری کردم که چشممو ببندمو دوباره ببینمش نشد که نشد .
ماجرای سفرمو احساسمو واستون مینویسم . اگه دوست داشتین بخونید ..این سفر مدینه بود . انشا
ا... توی آپ های بعدی بقیه رو هم مینویسم . دوستون دارم .
التماس دعا .
شاد باشید در( پناه حق )   |